
ما خوب می دانیم هیچ تغییری بی حکمت نیست
جناب آقای ذبیحی مدیرعامل محترم سازمان
با سلام و احترام
احتراما ؛ بازگشت به نامه شماره 660/100/43552 مورخ 23/6/88 جنابعالي لازم دانستم نکاتي را متذکر شوم انشاءا... در اين برهه که جنابعالي بخوبي واقف به چالشهاي جدي پيش روي سازمان هستيد ايجاد تعامل مثبت در فضاي کاري فيما بين ارکان سازمان ، بايستي سرلوحه تمامي کارها و اعمال مسئولان باشد.
گستردگي وظائف هيات مديره سازمان و شمول اين وظائف با عناون شورا با صندوقهاي ديگر ، تنوع مسايل مطروحه که بسيار فراتر از تخصص هاي 5 نفر عضو هيات مديره ( با فرض حضور يک نفر در هر تخصص در هيات مديره ) مي باشد و از همه مهمتر حساسيت تصميم گيريهايي که مستقيما در نحوه زندگي بيش از نيمي از هموطنان عزير تاثيرگذار است ، باعث مي گردد تا مسائل مطروحه در مصوبات هيات مديره بدرستي و با دقت کارشناسي شده تا خداي نکرده در اجراء خود مشکلي بر مشکلات نيفزوده و يا با مشکل روبرو نشوند.
بر اساس همين طرز تفکر هيات مديره از روزهاي نخست کار خود بر طبق اساسنامه جديد سازمان ، در پي ايجاد ساختار سازماني متناسب با شرح وظايف خود عمل نموده که تا کنون بدلايل مختلف در اين راه وقفه ايجاد شده است.
از طرفي ديگر بحث استفاده از خريد فکر و افزودن دائره تعقل و تدبر ديگران و استفاده از مشاوران علاوه بر عقلي و شرعي بودن ( قرآن کريم ، احاديث معتبر ، متعدد و ... ) جزو وظايف ذاتي قبول مسئوليت امور مهم و اثر گذار چون مديريت تجميع يافته سازمان هاي بازنشستگي کشور مي باشد.
هيات مديره محترم سازمان بارها و بارها علاوه بر تذکر موضوعات ذکر شده در مذاکرات حضوري ، در بند 2 جلسه 1106 مورخه 19/3/88 موضوع آئين نامه نحوه تشکيل و اداره جلسات هيات مديره ( مصرح در تبصره ماده 14 اساسنامه سازمان ) بند 2 جلسه 1120 مورخ 27/5/88 و بند 4 جلسه 1122 مورخ 3/6/88 علاوه بر تاکيد به انتخاب مشاوران ؛ موضوع را به صراحت عنوان نموده که تمامي موارد ذيل کتبا به اطلاع جنابعالي رسيده است و حکم انتصاب مشاور اقتصادي هيات مديره نيز در تاريخ 21/6/88 يعني با اختلاف 18 روز پس از تصويب صادر شده است.
مستحضريد که تنوع وظائف مصرحه هيات مديره سازمان در اساسنامه و بار سنگين مسئوليت موجود ، مسايل اقتصادي و سرمايه گذاري سازمان را نيز در بر گرفته و از طرفي مصوبات هيات مديره در موارد مشخص و تعريف شده نياز به تائيد شوراي محترم سازمان را دارد.
در اساسنامه حدود اختيارات هيات مديره سازمان و نحوه چگونگي تفويض بعضي از آنها نيز معلوم و داراي ساز و کار قانوني تعريف شده توسط هيات محترم وزيران مي باشد. از آنجائي که مصوبات هيات مديره فقط مي تواند توسط شورا و يا بعضي مراجع قانوني تعريف شده در کشور ( ديوان عدالت اداري و ... ) مورد بازبيني و اصلاح قرار گيرد. لذا شايسته است مستندات قانوني را که منجر به صدور نامه فوق الذکر گرديده جهت اطلاع اعضاء هيات مديره ارسال و اعلام نمايد.
بديهي است اينجانب جهت رعايت اصل وفاق در مابين سازمان و لزوم تائيد هيات مديره سازمان نامه جنابعالي را به شوراي سازمان ( بر اساس ماده 11 اساسنامه ) منعکس خواهم نمود.
در خاتمه ذکر اين نکته را لازم مي دانم که متاسفانه همچنانکه در بسياري موارد شاهد بوده ايم تصميمات غير کارشناسانه و عجولانه مديريت هاي سازمان در گذشته هم اکنون معضلاتي مشکل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که پاره اي از موارد علاوه بر وارد آوردن صدمات و لطمات مالي جبران ناپذير و ممانعت از حرکت و پويائي سازمان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اعتبار سازمان و ادامه حرکت آن در را درست را با مشکلات جدي روبرو ساخته است.
مبادا که چنين باشيم که هر لحظه بودن خسران عظيم ؟؟؟؟؟؟ اگر را چراغ راه بدانيم.
اميد ان دارم که ؟؟؟ اصلي رياست محترم جمهور که همانا رعايت قانون در انجام امور محوله مي باشد مد نظر تمامي مسولان قرار گيرد و جنابعالي به عنوان مجري قانون مدار منشا ايجاد خدمات پايدار و .... کشور بشويد.
دکتر اعتماد زاده
ریاست هیات مدیره سازمان
رونوشت :
شوراي محترم سازمان جهت استحضار و اعلام اين مطلب که در صورت ارائه مستندات توسط مدير عامل محترم متعاقبا موارد مطروحه جهت استحضار ؟؟؟؟؟؟ آن شوراي محترم ارسال خواهد شد.
اعضاي محترم هيات مديره سازمان
صندوق بازنشستگي کشوري
صندوق بيمه خدمات درماني
صندوق بيمه روستائيان و عشاير
معاونين محترم
مشاورين محترم
مديران عامل محترم شرکت ها و موسسات
مديران محترم ستادي / بيمه اي / درمان استانها
بعد از خبر
طبق خبرهای بدست آمده در تشکیلات جدید اداره کل شرق و غرب تهران بزرگ، ردیف های رئیس و کارشناس ارشد اقتصاد و برنامه ریزی، نظارت و ارزشیابی، آموزش و آمار حذف شده اند. این یعنی همکارانی که در استانها این ردیف ها را دارند به فکر ردیف جدید باشند.
کار کارشناسی تعطیل می شود ؟ صدالبته ادارات کل دیگر به آموزش چه نیازی دارند الحمداله همه آگاهند چه نیازی به برنامه ریزی دارند کارها را باید چریکی انجام داد . و ارزشیابی و نظارت هم که فرمالیته است از هم مهم تر آمار هم سرکاریست و بدون آمار هم ما براحتی آینده را تحلیل می کنیم و می توانیم برنامه ریزی کنیم ، ببخشید برنامه ریزی را حذف کرده بودیم .
راستی این دوستان ما در تشکیلات چه میکنند ؟ چرا به این حذف ها رای می دهند چرا؟ یآ قدرت مقابله ندارند؟ یا از پستشان می ترسند؟ یا شاید تشکیلات قبلی را الکی نوشته اند.
همکار اتحادیه از غرب کشور شاغل در واحد سابق نظارت و ارزشیابی
به گزارش ایلنا، هر چند سال گذشته مجلس شورای اسلامی در نتیجه
اعتراضهای گسترده یک میلیون و دویست هزار مستمری بگیر و بازنشسته تحت
پوشش سازمان تامین اجتماعی بابت همسانسازی دریافتی مستمریبگیران این
سازمان با دریافتی مستمری بگیران لشکری و کشوری مبلغ 2 هزار و پانصد
میلیارد تومان در بودجه سال 88 اختصاص داد. اما تاکنون که بیش از 6 ماه از
آغاز این سال میگذرد هنوز این همانسازی انجام نشده است.
برابر قانون بودجه سال 88 قرار بود دولت از محل درآمد حاصل از فروش
سهامهای دولتی این اعتبار را در اختیار سازمان تامیناجتماعی قرار دهد.
این در حالی است که شنیده میشود در کنار این عدم افزایش کارمندان
شاغل و بازنشسته این سازمان همچنان برابر با پايه حقوقی سال گذشته حقوق
میگیرند و منتظر افزایش دریافتیهای خود مطابق قانون نظام هماهنگ پرداخت
هستند.
براساس این ادعا در حالی که میبایست دریافتی بیش از 65 هزار کارمند
شاغل و بازنشسته سازمان تامین اجتماعی در سراسر کشور مطابق قانون نظام
هماهنگ 20 درصد زیاد میشد. به دلیل کمبود اعتبار این مهم هنوز تحقق نشده
است. ادعایی که از نظر برخی افراد مطلع صحت آن جای تردید دارد.
محسن ایزدخواه کارشناس سازمان تامین اجتماعی با تایید این ادعا
میگوید: طبق آئیننامه استخدامی سازمان تامین اجتماعی مستمری کارمندان
بازنشسته این سازمان باید طبق حقوق کارمندان شاغل در ابتدای هر سال برابر
تورم افزایش یابد.
به گفته وی از سوی دیگر مطابق قانون نظام هماهنگ، دریافتی کارمندان
شاغل در سازمان تامین اجتماعی میبایست از ابتدای سال 88 حداقل 20 درصد
افزایش مییافت که تاکنون این مسئله محقق نشده است.
وی با یادآوری این که سالهای قبل دریافتی تمامی کارمندان شاغل و
بازنشسته این سازمان از ابتدای هر سال مطابق قانون و آئیننامهها افزایش
مییافت افزود: احتمال دارد که امسال این اتفاق به دلیل عدم اطلاع مدیران
مسئول سازمان از قوانین و آئیننامهها و نیز قوت گرفتن مسائلی چون کاهش
منابع نقدی در سازمان افتاده باشد. چراکه علاوه بر ثابت ماندن حقوق
کارمندان در 6 ماه گذشته، سازمان برای مدتی در پرداخت تعهدات مالی خود
بابت نسخه داروخانهها، مراکز پزشکی و پیراپزشکی طرف قرارداد نیز دچار
مشکل بود.
وی یادآور میشود به موازات افزایش نیافتن حقوق کارمندان شاغل و
بازنشسته سازمان تامین اجتماعی موضوع پرداخت بودجهای مجلس بابت
همسانسازی مستمری بازنشستگان تحت پوشش سازمان اختصاص داده بود نیز همچنان
در جریان است.
وی یادآور شد: برابر قانون بودجه سال 88 دولت مکلف است مبلغ 2 هزار و
پانصد میلیارد تومان از محل فروش سهام دولتی بابت افزایش مستمری بیش از یک
میلیون و دویست هزار بیمه شده تامین اجتماعی اختصاص دهد که تاکنون به
دلایلی چون کمبود نقدینگی این مسئله محقق نشده است.
به گفته ایزدخواه در نتیجه پرداختنشدن بودجه مقرر سازمان تامین
اجتماعی ناچار شد تا بابت افزایش مستمری بیمهشدگان خود مبلغ 600 میلیارد
تومان با نرخ 13 درصد از بانک رفاه وام بگیرد.
وی تاکید کرد: قرار بود این وام 2 ماه بازپرداخت نشود که در نتیجه وضع پیش آمده هنوز سازمان بابت آن به بانک رفاه بدهکار است.
از سوی دیگر حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با دیده
تردید به ادعای افزایش نیافتن دریافتی کارمندان شاغل و بازنشسته سازمان
تامین اجتماعی مینگرد و تاکید دارد: مستمری کارگران بازنشسته تحت پوشش
سازمان در حالی طی 6 ماه گذشته مطابق با مستمری بازنشستگان لشکری و کشوری
افزایش نیافته است که سازمان تامین اجتماعی از پيش از سال 88 حقوق
کارمندان شاغل و بازنشسته خود را افزایش داده است.
وی میگوید: چون بابت افزایش حقوق کارمندان سازمان در چارچوب قانون
نظام هماهنگ بودجهای در نظر گرفته نشده بود، سازمان سال گذشته برای
افزایش حقوق کارمندان خود از بانک مرکزی وامی 250 میلیاردتومانی با نرخ
بهره 13 درصد دریافت کرد که در نتیجه آن مستمری برخی از کارمندان بازنشسته
سازمان تا سقف یک میلیون تومان نیز افزایش یافت و علاوه بر آن مطالبات
معوقه آنها نیز پرداخت شد.
به گفته صادقی این استقراض سازمان تامین اجتماعی از بانک مرکزی در
حالی صورت گرفت که به دلیل پرداخت نشدن بودجه مصوب دولت، سازمان برای
افزایش مستمری یک میلیون و دویست و 60 هزار بیمه شده خود مبلغ 500 میلیارد
تومان از بانک رفاه وام گرفته است.
این فعال کارگری گفت: از مقایسه جمعیت بیمهشدگان مستمریبگیر با
کارمندان سازمان و نیز مقایسه وامها پرداخت شد میتوان چنین نتیجه گرفت
که کارمندان سازمان تامین اجتماعی از ابتدای سال جاری مطالبات خود را طبق
قانون نظام هماهنگ دریافت کردهاند و تنها این کارگران بازنشسته هستند که
باید منتظر بمانند. وی تاکید کرد: چنانچه دولت نسبت به پرداخت بودجه مصوبه
مجلس اقدام نکند، بازنشستگان تامین اجتماعی اقدام اعتراضی انجام خواهند
داد.
بودن یا نبودن، مساله ناتوانی سازمان تامین اجتماعی در عمل به
تعهداتی است که در قبال بیمهشدگان و کارکنان سازمان دارد اما به نظر
میرسد فارغ از تمامی مسائل بحران مالی در تشدید بحران مالی سازمان
بینتیجه نبوده باشد. بحرانی که از ابتدای سال جاری با عدم افزایش
مستمریها و شایعه ثابتماندن حقوق کارمندان تقویت شده است.
از این منظر مدیران و کارکنان سازمان تامین اجتماعی سفیران امید و آرامش برای نیمی از جمعیت کشور هستند و با حمایت های بیمه ای خود ، نقطه اتکاء و پناه اقشار زحمتکش و مولد جامعه می باشند. بی شک این حمایت گران بایستی خود نیز از آرامش خاطر و امید به آینده برخوردار باشند تا بتوانند با طیب خاطر و رضایت درونی ، این خدمات را به ارباب رجوع خود یا همان بیمه شدگان و مستمری بگیران تقدیم کنند. چندی است که متاسفانه با ظلم هایی که در حق مدیران و کارشناسان و کارکنان سازمان تامین اجتماعی روا داشته می شود ، آنان را به حمایت گران بی پناه مبدل ساخته است. مدتی است خیل عظیمی از کارکنان سازمان نمی دانند تا پایان ماه در محل خدمت خود خواهند بود یا به واحد های پائین تر تنزل خواهند کرد. آنها مزایائی را که قبلا می گرفتند ، یا دیگر دریافت نمی کنند یا با تاخیر و با کاهش و تقلیل زیاد و از همه مهمتر با منت و تحقیر فراوان دریافت می کنند و از همه مهمتر امید ندارند که آیا در مرحله بعد هم آنرا دریافت خواهند کرد. افرادی که چند دهه در خدمت سازمان تامین اجتماعی بوده و سالها در عرصه های مدیریتی و کارشتاسی سازمان باعث گردش کار این صندوق شده اند ، به یکباره و بدون اطلاع قبلی از سمت خود برکنار و به نحو بسیار توهین آمیزی و با چندین پله تنزل به واحد های پائین تر پرتاب می شوند. وقتی این افراد مجبور می شوند که در به در و کوچه به کوچه بدنبال ردیف برای خودشان بگردند. آنهم در پائین ترین سطوح شغلی و دردناک تر اینکه دلیل این نوع برخوردهای تحقیر آمیز را نمی دانند و در دوران خدمت خود آدم های پاک دست بوده اند و تاسف بارتر اینکه در همان حال شاهد ارتقاء و تصعید جهش وار آدم های پرونده دار هستند. مدیران کل بیمه ای و مدیران درمان استان ها که سالها در خدمت سازمان بوده و حتی در دولت نهم منصوب شده اند یا ارتقاء داشته اند و بیشترین همراهی را با سیاست های حاکم بر سازمان از خود نشان داده اند، بدون اطلاع قبلی و در آخرین مورد شبانه و دزدکی برکنار می شوند. حکم برکناری مدیر کل را برای او فاکس می کنند و فردایش در پیاده رو خیابان فاطمی مراسم تودیع و معارفه برایش برگزار می کنند. به مدیر کل می گویند داریم برای افتتاح شعبه می آئیم ، روسای شعب را جمع کن و در حین جلسه پاکتی را باز می کنند و به مدیر کل می گویند تو رئیس شعبه شدی ، به مدیر کل دیگری می گویند معاون درمان دارد برای معرفی مدیر درمان می آید ، شورای اداری برگزار کن و در وسط جلسه معاون درمان پاکتی را باز می کند و می گوید مدیر کل رئیس شعبه شده و رئیس همان شعبه ، مدیر کل می شود و در آخرین اقدام مشعشع شبانه و دزدکی با اس ام اس و تلفن رئیس شعبه ها را جمع می کند و مدیر کلی را که در همین دولت ارتقاء یافته و منصوب شده را رئیس شعبه می کنند و رئیس همان شعبه را مدیر کل و ... این مدیران کل سرمایه های بزرگی برای سازمان هستند و تربیت آنها و آزمون و خطای آنها برای سازمان بسیار هزینه بر بوده است و هیچ دلیل مستندی برای برکناری آنها ارائه نمی شود. مثلا مشخص نیست برکناری بخاطر وصولی پائین یا سن و سابقه بالا یا ... و جانشینان آنها هم مشخص نیست چه رجحان و برتری بر آنها داشته یا دارند. مدیرانی که سالها عمر و آبروی خود و آرامش خانواده خود را در راه سازمان صرف کرده اند بدون هیچ جرم و نقطه منفی در کار و مدیریت خود ، نفی بلد و تبعید می شوند. در نظر بگیرید مدیری در شهر و دیار خود مدیر کل بوده و بخاطر خدمات و تلاش هایش در همین دولت به استان بزرگتری ارتقاء یافته و هجرت کرده است ، حال به هر دلیلی قصد برکناری او را داشته اند. چرا در همان استانی که بوده بایستی رئیس شعبه شود. مگر نه اینکه می خواهند او را تحقیر و له نمایند. اینکار چیزی جز تبعید و نفی بلد نیست. آیا آقای ذبیحی فکر می کنند می توانند در آینده و پیش وجدان خود و از همه مهمتر در پیشگاه محکمه الهی ، پاسخگوی ظلمی که بر این مدیر و خانواده اش روا داشته است ، باشد. تعیین مدیر جزو اختیارات مدیر عامل است و اینکه بخواهد مدیرانی را که در همین دولت منصوب شده اند و بیشترین همراهی را با منصوبان همین دولت داشته اند، بدون ارائه دلیل برکنار کند نیز حق اوست ولی مدیر نزد همکاران و خانواده اش و از همه مهمتر نفی بلد و تبعید دیگر معنایش ظلم و تعدی است. خدا نبخشد اولین تیم مدیریتی وزارت رفاه و تامین اجتماعی در سال 1383 را که آنقدر "شستا" را برای وزارتخانه و سازمان بزرگ کردند که 5 سال است دولت فکر می کند برای سازمان تامین اجتماعی بایستی یک آدم صنعتی بگذارد. آقای کاظمی قبل از وزارت ، مدیر عامل کارخانه فنر سازی در سایپا بود و آقای مددی قبل از دولت نهم مدیر عامل شرکت کمک فنر سازی ایندامین و این دو کمر سازمان را شکستند. پس از آن آقای ضیائی ، مهندس برق بود و با نظرات و تصمیمات مشعشع خود برق سازمان را پراند و آنرا به فلاکت نشاند و الان هم که یک فارغ التحصیل مکانیک بر سازمان حاکم شده که نسبت به انسانها، نگاه ابزاری دارد. البته خدا پدر مکانیک ها را بیامرزد چون آنها برای ابزار و آچار و پیچ گوشتی خود هم شان و منزلتی قائل هستند که آقای ذبیحی برای کارکنان سازمان قائل نیست. ایشان ظاهرا تحصیل کرده دانشگاه علم و صنعت است و لیکن ظاهرا در آنجا فقط صنعت آموخته اند و از علم خبری نبوده است و گرنه یک آدم عالم اینگونه با کارشناسان تحصیل کرده و مجرب رفتار نمی کند. ایشان قبل از مدیر عاملی سازمان تامین اجتماعی حتما یک سمت مدیر کلی هم نداشته ولی در رزومه خود فعالیت در دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی ذکر کرده است. ولی آنچه در رفتار و گفتار او نمی توان یافت ، فرهنگ است. مشخص نیست ایشان در کجای سیره نبوی و علوی و روایات و احادیث این نوع رفتار را می تواند سراغ بدهد. مشارالیه اگر یکبار احادیث مربوط به قدر و منزلت کارگر را از بزرگان دین خوانده بود ، اینگونه با مدیران و کارشناسان تحصیلکرده و با تجربه سازمان رفتار نمی کرد. حتی سیره مقام معظم رهبری و نوع عملکرد رئیس جمهور دولت نهم نیز با رفتار آقای ذبیحی همخوانی ندارد. ایشان هر کسی را برکنار می کنند حداقل یک حکم مشاور می دهند و لوح تقدیر و مراسم بزرگداشت برای او میگیرند نه اینکه در پیاده رو خیابان فاطمی و یا بطور شبانه تحویل و تحول نمی کنند.
مشارالیه به قلع و قمع مشاورین سازمان پرداخته ولی خودش مشاور رئیس جمهور است و چند نفر از دوستانش را بعنوان مشاور بر منصب می نشاند و جالب اینکه همه را به یک چوب می راند. نمی توان گفت به دنبال جوان گرائی است چون تعداد زیادی بازنشسته های فرتوت را به مناسب شرکتی و سازمانی گماشته است. نمی تواند بگوید به دنبال نخبگان است چون وضعیت تحصیلی و تجربی افرادی را که منصوب کرده هیچ سنخیتی با سازمان ندارد و از قبلی ها بیشتر نیست. نمی توان گفت دنبال تعدیل نیرو است چون چندین هزار نفر نیروهای شرکتی و حتی پرسنل پیمانکاران رستوران بیمارستاها را به استخدام سازمان در آورده است و .... حتی قلع و قمع مدیران و کارشناسان تحصیلکرده و با تجربه سازمان را در ماه مبارک رمضان که ماه صیام است نیز ادامه می دهد. حتی طراران و عیاران و قطاع الطریق و راهزنان از تیغ کشیدن و نان بریدن در ماه صیام امساک می کنند و لات ها هم در این ماه لوطی می شوند. ایشان علی الظاهر مشاور منابع انسانی رئیس جمهور است و لیکن از زمان شروع بکار خود بیشترین جفا ها را به مدیران و کارشناسان سازمان روا داشته است. جالب اینکه حتی به دست رئیس جمهوری که مننخب به اوست نگاه نمی کند. همان رئیس دولتی که آقای ذبیحی را در سازمان آورده، علی رغم تخلفات اثبات شده آقای مددی ( توسط بازرس رئیس جمهور) او را به سمت رئیس سازمان منطقه آزاد کیش منصوب کرد و همینطور علیرغم تخلفات بی حد و حصر آقای ضیائی ، او را پس از عزل ، به سمت معاونت وزیر رفاه و تامین اجتماعی منصوب نمود. آقای ذبیحی نمی تواند تخلفات و اشکالات آقایان مددی و ضیائی را کتمان کند که بخشی از آنها در بیانیه های قبلی آمده است و از همه مهمتر اگر آقای ذبیحی بگوید اشکال و ایرادی نبوده ، چگونه می خواهد حضور خود را در سازمان توجیه کند. حال مشخص نیست چرا آقای ذبیحی مدیران کل و مدیران درمان و مشاوران و کارشناسان دوران مدیریت آقایان مددی و ضیائی را اینگونه هدف آماج ضربات خود نموده است. در حالی که هیچ تخلف و کم کاری و ... نداشته اند و بیشترین همراهی را با دولت داشته اند. آیا آفای ذبیحی متوجه نیست که با این نوع رفتار خود چه تاثیر منفی در ذهن و فکر سایر مدیران و کارشناسان سازمان می گذارد، دیگر مدیران و کارشناسان وقتی دارند می بینند که ذبیحی با مدیران قدیمی اینگونه رفتار می کند دیگر با چه انگیزه و دلگرمی برای سازمان و اهدافش گام برخواهند داشت. آیا آقای ذبیحی می تواند بگوید خط کش و معیار ها و شاخص های او برای عزل و نصب ها چه بوده است تا دیگران خود را با آن وفق دهند. شاید هم آقای ذبیحی فکر می کند یا می داند دوره مدیریت او مثل آقایان مددی و ضیائی است و برایش مهم نیست که عوارض و تبعات این نوع رفتارش چیست و فقط می خواهد این چند صباح را بگذراند و اختیارش را به دست چند نفر آدم کینه توز و مریض الاحوال و کوته فکر داده است. واقعا آیا این نوع رفتار در شان یک دانش آموخته ذوره دکترا است. آیا این نوع رفتار غیر فرهنگی می تواند از سوی کسی صورت گیرد که در دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی کار می کرده است؟ آیا این نوع رفتار از طرف کسی صورت می گیرد که مدعی است با اسلام و احکام آن آشنا است؟ آیا این نوع بازی کردن با عرض و آبروی مدیران و کارشناسانی که از ایثارگران و دلسوختگان انقلاب و جنگ هستند ، شایسته یک مدیر دولت اصول گراست. در کدام درس اخلاق این بی اخلاقی ها را به شما آموخته اند و در پای کدام منبر به شما گفته اند هر روز تن کارمندانتان را بلرزانید. آقای ذبیحی فعلا بر اسب مراد سوارید و می تازید ( یا شما را می تازانند) ولی حذر کنید از آه فرزندان ، همسران و خانواده های مدیران و کارشناسانی که بی هیچ گناهی عرض و آبرو و معیشت آنها را به مخاطره انداخته اید. تیغ بران گر بدستت داد چرخ هر چه می خواهی ببر اما نبر نان کسی بالاخره اگر دولت خود را مستدام می دانید بالاخره نیاز به مدیران و کارشناسان دارید که با امید به آینده و آرامش خاطر برای شما و اهدافتان در سازمان کار کنند ولی این نوع رفتار شما با مدیران و کارشناسان چنان قدر ناشناسانه است که هیچ کس با جان و دل برای شما و سازمان کار نخواهد کرد. در کارخانه ای که ندانند قدر کار از کار هر که دست کشد کاردان تر است آقای ذبیحی آخرت خود را به دنیای دیگران نفروشید. مرحبا به هوش شما ، حتی کارمندان ساده سازمان هم می دانند آنچه شما به اسم کوچک سازی و چابک سازی سازمان انجام می دهید یا تغییرات مدیریتی که صورت می گیرد چیزی جز خالی کردن عقده ها و کینه های شخصی قدیمی و تسویه حساب های فردی، چند نفر بیشتر نیست. حتی اگر حرف ما را و ذهنیت کل بدنه سازمان را قبول ندارید و می خواهید به این کار ادامه دهید. حداقل در ماه مبارک رمضان که ماه صیام می باشد شمشیر آخته خود را از رزق و روزی خانواده های همکاران سازمان و عرض و آبروی آنان بر دارید و پس از عید فطریه آنرا از سر بگیرید. آقای ذبیحی می شود یکبار هم که شده طی گزارشی یا مصاحبه ای عملکرد شش ماهه خود را تشریح کنید. آیا غیر از تعدیل نیرو ، تنزیل شان و منزلت و عرض و آبروی مدیران و کارکنان و تنزیل و تقطیع حقوق و مزایای آنان هنر دیگری داشته اید؟ می شود بفرمائید چند ریال از بدهیهای هزاران میلیاردی سازمان را وصول کردید؟ و می شود اعلام کنید چند ریال از اعتبارات مصوب دولتی را برای کمک به مستمریها و مقرری های بیکاری دریافت نموده اید؟ می شود اطلاع دهید مانع تصویب چه قوانین و مقررات و صدور چه احکامی بر علیه مصالح سازمان شده اید؟ می شود بگوئید آیا توانسته اید ، مانع ابطال چند سند از املاک چندین هکتاری سازمان به نفع دولت و معارضین بشوید ؟ و ... نان بریدن که هنر نیست ، نان آوری هنر است. اگر مدیریت های سازمان طی چهار سال اخیر اشکال و ایراد داشته اند که داشته اند، این موضوع برای شما اثبات شده است و اصولا حضور شما در سازمان موید آن است. چرا دانه درشت های غیر سازمانی را رها کرده اید ( آقایان مددی ، ضیائی ، یعقوبی ، قدیم ، یزدانجو و ...) و زورتان را به یکسری مدیران و کارشناسان زحمتکش و تلاشگر سازمان می رسانید و هر روز به یک بهانه تن آنها و خانوادهایشان را می لرزانید.
آقای ذبیحی چشم بهم بزنید این روزها می گذرد و فردای قیامت است و روز محشر و این حکم الهی که در قران آمده است " وقفوهم انهم مسئولون" " این افراد را نگاه دارید اینها در آن دنیا مسئول بوده اند" " قران کریم سوره صافات آیه 24" ما نگران خویش نیستیم خوشبختانه بازنشسته و مستمری بگیر هستیم و تیغ نان بری شما به ما نمی رسد. بلکه ما بیشتر نگران سازمان و به ویژه فرزندان معنوی خود یعنی مدیران و کارشناسان و کارمندان سازمان تامین اجتماعی هستیم که اینگونه آماج تنگ نظریها و عقده گشائی های عده معدودی قرار گرفته اند که شما را آلت دست و جاده صاف کن خود قرار داده اند. مطمئن باشید آنها همانطور که از آقایان مددی و ضیائی بهره ها بردند و از فرش به عرش رسیدند و سپس آنها را مانند دستمالی به دور انداختند ، با شما نیز بهتر از آنها رفتار نخواهند کرد. دیر نخواهد بود. و السلام علی من التبع الهدی

بدنبال تحولات عجیب و غریب در سازمان تامین اجتماعی معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان منحل شد و کلیه کارکنان آن در اختیار اداره کل تهران بزرگ قرار گرفتند .
براساس اطلاعات بدست آمده معاونت اموراستانها نیز در نوبت انحلال قرار دارد .
چرا هیچ کس به داد سازمان تامین اجتماعی نمی رسد. نمایندگان جامعه کارگری ، کارفرمایی و بازنشستگی و همکاران محترم اگر وضع به همین منوال طی شود دیگر چیزی به نام تامین اجتماعی باقی نخواهد ماند به هوش باشید!
ما اگرچه از عملکرد آقای حمیدی راضی نیستم و منش ایشان را در نمی پسندیم ولی گویا ترکش تسویه ها به بدن دوستان چاپلوس و متملق هم خورده است!!!
با اين حال گفته ميشود كه در برخي از شركتها و موسسات ديگر سازمان تامين اجتماعي از جمله شركتهاي شستا و خانهسازي به دليل حاكم بودن قوانين و اختيارات مالي خاص دريافتي مديران هم افزايش يافته و هم به موقع پرداخت ميشود.
بی انگیزگی و سرخوردگی در بین کارکنان بی داد می کند