تبليغاتX
اتحادیه کارکنان سازمان تامین اجتماعی

http://www.mgtsolution.com/objfiles/images/252420880_organizational_change.jpg

ما خوب می دانیم هیچ تغییری بی حکمت نیست

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 20:53 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جناب آقای ذبیحی مدیرعامل محترم سازمان

با سلام و احترام

احتراما ؛ بازگشت به نامه شماره 660/100/43552 مورخ 23/6/88 جنابعالي لازم دانستم نکاتي را متذکر شوم انشاءا... در اين برهه که جنابعالي بخوبي واقف به چالشهاي جدي پيش روي سازمان هستيد ايجاد تعامل مثبت در فضاي کاري فيما بين ارکان سازمان ، بايستي سرلوحه تمامي کارها و اعمال مسئولان باشد.

گستردگي وظائف هيات مديره سازمان و شمول اين وظائف با عناون شورا با صندوقهاي ديگر ، تنوع مسايل مطروحه که بسيار فراتر از تخصص هاي 5 نفر عضو هيات مديره ( با فرض حضور يک نفر در هر تخصص در هيات مديره ) مي باشد و از همه مهمتر حساسيت تصميم گيريهايي که مستقيما در نحوه زندگي بيش از نيمي از هموطنان عزير تاثيرگذار است ، باعث مي گردد تا مسائل مطروحه در مصوبات هيات مديره بدرستي و با دقت کارشناسي شده تا خداي نکرده در اجراء خود مشکلي بر مشکلات نيفزوده و يا با مشکل روبرو نشوند.

بر اساس همين طرز تفکر هيات مديره از روزهاي نخست کار خود بر طبق اساسنامه جديد سازمان ، در پي ايجاد ساختار سازماني متناسب با شرح وظايف خود عمل نموده که تا کنون بدلايل مختلف در اين راه وقفه ايجاد شده است.

از طرفي ديگر بحث استفاده از خريد فکر و افزودن دائره تعقل و تدبر ديگران و استفاده از مشاوران علاوه بر عقلي و شرعي بودن ( قرآن کريم ، احاديث معتبر ، متعدد و ... ) جزو وظايف ذاتي قبول مسئوليت امور مهم و اثر گذار چون مديريت تجميع يافته سازمان هاي بازنشستگي کشور مي باشد.

هيات مديره محترم سازمان بارها و بارها علاوه بر تذکر موضوعات ذکر شده در مذاکرات حضوري ، در بند 2 جلسه 1106 مورخه 19/3/88 موضوع آئين نامه نحوه تشکيل و اداره جلسات هيات مديره ( مصرح در تبصره ماده 14 اساسنامه سازمان ) بند 2 جلسه 1120 مورخ 27/5/88 و بند 4 جلسه 1122 مورخ 3/6/88 علاوه بر تاکيد به انتخاب مشاوران ؛ موضوع را به صراحت عنوان نموده که تمامي موارد ذيل کتبا به اطلاع جنابعالي رسيده است و حکم انتصاب مشاور اقتصادي هيات مديره نيز در تاريخ 21/6/88 يعني با اختلاف 18 روز پس از تصويب صادر شده است.

مستحضريد که تنوع وظائف مصرحه هيات مديره سازمان در اساسنامه و بار سنگين مسئوليت موجود ، مسايل اقتصادي و سرمايه گذاري سازمان را نيز در بر گرفته و از طرفي مصوبات هيات مديره در موارد مشخص و تعريف شده نياز به تائيد شوراي محترم سازمان را دارد.

در اساسنامه حدود اختيارات هيات مديره سازمان و نحوه چگونگي تفويض بعضي از آنها نيز معلوم و داراي ساز و کار قانوني تعريف شده توسط هيات محترم وزيران مي باشد. از آنجائي که مصوبات هيات مديره فقط مي تواند توسط شورا و يا بعضي مراجع قانوني تعريف شده در کشور ( ديوان عدالت اداري و ... ) مورد بازبيني و اصلاح قرار گيرد. لذا شايسته است مستندات قانوني را که منجر به صدور نامه فوق الذکر گرديده جهت اطلاع اعضاء هيات مديره ارسال و اعلام نمايد.

بديهي است اينجانب جهت رعايت اصل وفاق در مابين سازمان و لزوم تائيد هيات مديره سازمان نامه جنابعالي را به شوراي سازمان ( بر اساس ماده 11 اساسنامه ) منعکس خواهم نمود.

در خاتمه ذکر اين نکته را لازم مي دانم که متاسفانه همچنانکه در بسياري موارد شاهد بوده ايم تصميمات غير کارشناسانه و عجولانه مديريت هاي سازمان در گذشته هم اکنون معضلاتي مشکل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که پاره اي از موارد علاوه بر وارد آوردن صدمات و لطمات مالي جبران ناپذير و ممانعت از حرکت و پويائي سازمان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اعتبار سازمان و ادامه حرکت آن در را درست را با مشکلات جدي روبرو ساخته است.

مبادا که چنين باشيم که هر لحظه بودن خسران عظيم ؟؟؟؟؟؟ اگر را چراغ راه بدانيم.

اميد ان دارم که ؟؟؟ اصلي رياست محترم جمهور که همانا رعايت قانون در انجام امور محوله مي باشد مد نظر تمامي مسولان قرار گيرد و جنابعالي به عنوان مجري قانون مدار منشا ايجاد خدمات پايدار و .... کشور بشويد.

دکتر اعتماد زاده

ریاست هیات مدیره سازمان

رونوشت :

شوراي محترم سازمان جهت استحضار و اعلام اين مطلب که در صورت ارائه مستندات توسط مدير عامل محترم متعاقبا موارد مطروحه جهت استحضار ؟؟؟؟؟؟ آن شوراي محترم ارسال خواهد شد.

اعضاي محترم هيات مديره سازمان

صندوق بازنشستگي کشوري

صندوق بيمه خدمات درماني

صندوق بيمه روستائيان و عشاير

معاونين محترم

مشاورين محترم

مديران عامل محترم شرکت ها و موسسات

مديران محترم ستادي / بيمه اي / درمان استانها
1
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:56 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جناب آقای دکتر اعتماد زاده ریاست محترم هیات مدیره
با سلام و احترام عطف به رونوشت نامه شماره 660/1000/433552 مورخ 23/6/88 مدیر عامل محترم سازمان تامین اجتماعی در خصوص بند (4) هزار و یکصد و بیست و دومین جلسه هیات مدیره ، همانگونه که مستحضر می باشید متعاقب دستور مدیر عامل محترم مبنی بر جابجائی پزشکان و کادر بهداشتی درمانی شاغل در واحد های غیر درمانی ستاد مرکزی سازمان تامین اجتماعی و اعتراض اعضای هیات مدیره مبنی بر نحوه انجام آن ، و نه اصل موضوع ، سوء تفاهماتی بین اعضای هیات مدیره و مدیر عامل ایجاد شد و اتفاقات بعدی از جمله ایجاد مانع برای مکاتبات اعضای هیات مدیره ، ممانعت از تماس کارشناسان بدنه سازمان با هیات مدیره ، جلوگیری از خاصه خرجی و تحمیل های غیر بیمه ای به منابع سازمان و ... این موضوع را عمیق تر نمود. بنابراین از خرداد ماه سالجاری مدیر عامل محترم مجموعه اقداماتی را در سازمان تامین اجتماعی به مرحله اجرا گذاشت که بر اساس اساسنامه سازمان خارج از اختیار ایشان بود که به مواردی از آنها ذیلا اشاره می شود.مضافا ایشان از اختیارات تفویضی استفاده صحیح ننموده است که به عنوان مثال از تغییر مدیر عامل و اعضای هیات مدیره شستا و ارسال دعوت نامه شماره 1243/1000 مورخ 20/2/88 و لغو آن بعد از چند ساعت بدون مشورت با هیات مدیره می توان نام برد.
  1. اعمال تغییر در ساختار مدیریتی شرکت سرمایه گذاری اتیه تامین طی نامه شماره 528/1000 مورخ 23/3/88 بدون مصوبه هیات مدیره و خارج از اختیارات قانونی ایشان
  2. دریافت وام از بانک ها برای ایفای برخی از تعهدات سازمان در قبال کارکنان ، مستمری بگیران و ... در چند مرحله خارج از اختیار ایشان و بدون مصوبه هیات مدیره
  3. عدم اجرای مصوبات هیات مدیره از جمله بند یک هزار و یکصد و هجدهمین جلسه ، بند 2 هزار و یکصد و ششمین جلسه ، بند 5 هزار و یکصد و هشتمین جلسه هیات مدیره و ...
  4. اخذ تصمیماتی در شورای معاونین و اجرای آنها در صورتی که اجرای آنها نیازمند مصوبه هیات مدیره است از جمله تبدیل وضعیت استخدامی کارکنان ، حذف تشکیلات و ... موضوع نامه شماره 396065/1001 مورخه 10/5/88
موارد فوق جدای از شرایطی بود که تصمیمات مدیر عامل محترم و مشاور اجرائی ایشان بر سازمان حاکم نمود به گونه ای که در بخش های مختلف سازمان انگیزه را کاهش داد که منجر به بی تفاوتی در قبال تصمیمات بیرونی اثر گذار بر سازمان در بخش درمان شد از جمله بی تفاوتی در تدوین برنامه پنجم توسعه ، تحمیل هزینه های تشخیص درمانی ناباوری به سازمان و ... افت انگیزه در کارکنان بخش بیمه ای منجر به کاهش نقدینگی سازمان گردید به گونه ای که سازمان برای ایفای تعهدات خود از جمله پرداخت به موسسات طرف قرارداد ، حقوق مستمری بگیران و ... در ماههای آینده با چالش جدی روبرو بوده و این امر در ماههای پایانی سال جدی تر شده و احتمال بروز تنش های اجتماعی را افزایش خواهد داد. علیرغم تمامی مشکلات و ایجاد موانع برای انجام وظائف ، هیات مدیره نهایت سعه صدر را بخرج داده و در راستای پرهیز از بروز تنش در زیر مجموعه سکوت نمود و بعضا طی نامه های محرمانه مراتب را به اطلاع مدیر عامل محترم رساند ( از جمله نامه شماره 2/سیار مورخ 27/6/88) و تلاش نمود موضوع را با تشکیل جلسات تعامل حل و فصل نماید و حتی در جلسه با اعضای محترم غیر دولتی شورای تامین اجتماعی اعلام نمود که سوء تفاهمی بوده که در حال حل شدن است؛ ولی متاسفانه دو هفته ای است که این جلسات نیز تعطیل شده و مشکلات کماکان ادامه دارد. معلوم نیست در چنین فضائی که قرار بوده است با تعامل صورت گیرد، مدیر عامل محترم انتخاب مشاور برای هیات مدیره را که از اختیار قانونی هیات بوده برای انجام وظائف خود بر اساس تجارب ملی و بین المللی نیازمند سه بخش اصلی ( تحقیق و توسعه) ( حسابرسی داخلی ) و (محاسبات بیمه ای ) است و غیر قانونی و بلا اثر تلقی نموده و برای تطهیر خود از کلیه اقدامات غیر قانونی که در چهار ماهه گذشته انجام داده است رونوشت آنرا تا پائین ترین رده از بدنه سازمان و موسسات تابعه ارسال داشته است. در خاتمه ضمن تاکید بر قانونی بودن کلیه مصوبات هیات مدیره و با عنایت به این موضوع که ( تفویض اختیار رافع مسئولیت هیات مدیره نیست) پیرو نامه های شماره 373913 مورخه 13/4/88 و 313392 مورخ 1/6/88 مجددا پیشنهاد لغو اختیارات تفویضی بند های ( ج و ذ) به مدیر عامل محترم را داریم . خواهشمند است دستور فرمائید موضوع در هیات مدیره مطرح گردد.
و من ا... التوفیق( دکتر علی حسن زاده ، عضو هیات مدیره ) و من ا... التوفیق ( ذکتر محمد حسن طریقت منفرد ، نائب رئیس هیات مدیره ) رونوشت : اعضای هیات مدیره جهت استحضار
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:44 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با توجه به اینکه بسیاری از همکاران شعب و مراکز درمانی اطلاعات دقیقی از وضعیت ستاد مرکزی ندارند و بعضا فکر می کنند همه ستادیها تنبل و مفت خور و نالایق هستند. لذا در اینجا برخی از اصطلاحات رایج در ستاد مرکزی جهت تنویر افکار این عزیزان معرفی می گردد. در این اثنا موضوع مورد نظر هم روشنتر خواهد شد.

- هلو ها: منظور از هلو تعدادی از جوانان (مذکر) رعنا و خوش تیپ که بین بیست تا بیست و پنج سال سن داشته و همراه با مدیر عامل غیر قانونی سازمان و البته با قراردادهای دو سه میلیونی به طبقه نهم سازمان تشریف آورده اند و ضمن خرابکاری و دسته گل به آب دادن، برای احراز پست های مدیریتی در سنوات آتی کسب تجربه می نمایند. همچنین یکی از وظائف خطیر این عزیزان، ارائه راهنمایی و مشاوره های همه رقم به مدیر عامل علامه سازمان می باشد. و در بعضی موارد همکاران و ارباب رجوع معترض را در طبقه نهم نصیحت نموده و به راه راست هدایت می نمایند.

- موقرمزی (و دار و دسته اش): منظور از موقرمزی یکی از مدیران به اصطلاح ارزشی سازمان است که علاقه عجیبی به تغییر رنگ موهایش متناسب با مد روز و فراتر از آن داشته (یه جورایی مانکن تشریف دارند) . ایشان بواسطه فعالیتهای خستگی ناپذیر در انتخابات ریاست جمهوری با سرعت نور در سلسله مراتب سازمانی رشد نموده و معاون حقوقی و امور مجلس سازمان شدند. این آقای موقرمزی در حالیکه عرضه تقسیم جو (و یا علوفه) بین دو یا تعدادی از چهارپایان را ندارد ولی ادعایش کهکشانها را هم پاره می کند. ایشان تا چند روز پیش یکی از سیاستگذاران سازمان و هدایت کنندگان اصلی آقای ذبیحی بودند، ولی چون داشتند زیرآب مدیر عامل را میزدند (تا خودشان مدیر عامل شوند)، مورد غصب ایشان واقع شده و از کار برکنار شدند، تا جائیکه چند روز اول حتی اجازه ورود به سازمان را هم نداشتند ولی اخیرا این محدودیت ها کمتر شده و ایشان مجاز به رفت و آمد به سازمان شده اند ولی هنوز اجازه داخل نمودن اتومبیل شان را کسب نکرده اند.
یکی از شیرین کاری های موقرمزی این بوده که فیش حقوقی اش را به نمایندگان مجلس نشان میداد و درحالیکه از زیادی حقوقش شکایت می کرد، می گفت آقا ببینید تو سازمان چطور حق کارگران را می خورند! آیا انصاف است به ما این همه حقوق می دهند؟ یکی دیگر از هنرهای این بشر این بوده که تا می توانسته زیرآب بقیه همکاران از جمله دوستان قدیم و جدید را می زده. یکی دیگر از ویژگیهای بارز این بنی آدم این بوده که بغیر از خودش کسی را آدم حساب نمی کرده و خیلی چیزهای دیگر... البته از این گونه افراد تو ستاد مرکزی بازهم داریم که دار و دسته موقرمزی از آن جمله هستند. این مورد را بعنوان مشت نمونه خروار عرض کردم.

- مدیران وارداتی: این عزیزان از پدیده های مدیریت کشور می باشند که همین چند وقت پیش (قبل از ورود به سازمان تامین اجتماعی) کشف شده اند (علیرغم اینکه بعضا قبلا مدیریت نکرده اند)، و برای هدایت سازمان بخت برگشته تامین اجتماعی از سازمانهای دیگر ترانسفر (منتقل) شده اند، مثل بازیکنان حرفه ای فوتبال. همانطورکه تیمهای حرفه ای فوتبال با پرداخت مبالغ هنگفت، ستارگان تیمهای دیگر را جذب می نمایند، سازمان تامین اجتماعی نیز در سالهای اخیر با پیروی از این سیاست، تعدادی از بازیکنان (مدیران) غیر حرفه ای! را از خارج از سازمان جذب کرده است. البته بسیاری از آنها بعد از اینکه حسابی به خودمان گل زدند و توزرد از آب درآمدند بصورت رایگان به تیمهای دیگر واگذار شدند، البته کل مبلغ قرارداد و بیشتراز آن را کامل گرفتند. نوش جانشان! لازم به ذکر است سازمان تامین اجتماعی در این بازار نقل و انتقال کاملا یکطرفه عمل کرده یعنی فقط از بازیکنان خارجی استفاده کرده و هیچ بازیکن خودی برای بازی (مدیریت) به سازمانهای دیگر واگذار نکرده. بعضی ها میگویند چون تامین اجتماعی تیم پولداری است بنابراین بازیکن سازی نمی کند و فقط از ستارگان سایر تیمها استفاده می کنند. بعضی ها هم به ما می گویند: شما بی استعداد هستید، مغز شما، مغز نیست پاره آجر است ولی اینهایی که از بیرون می آیند یه چیز دیگه هستند.
خلاصه اینکه در بین شصت هفتاد هزار پرسنل سازمان تامین اجتماعی تاکنون هیچ استعداد درخشانی برای مدیریت سازمانهای دیگر دیده نشده است. حتی شستا و شرکتهای زیر مجموعه آن که متعلق به سازمان تامین اجتماعی هستند کوچکترین اجازه ای حتی به اظهار نظر کارکنان سازمان تامین اجتماعی نمی دهند چه رسد به مدیریت. بطوریکه اگر فردی از همکاران سازمان بخواهد از این فکرها بکند مافیای شستا طرف را با ساطور شقه شقه می کند. باور ندارید، اندکی تفحص بفرمائید.
بنابراین همکاران عزیز! تقصیر خودتان است، نه دانشگاه دیده اید و نه استعداد و توان مدیریت دارید. البته تقصیر شما هم نیست، از قضای روزگار هر چی آدم بی استعداد هست تو سازمان جمع شده، این حقیر هم مثل شما.
البته هجوم بازیکن نماهای خارجی به سازمان تامین اجتماعی در بسیاری از موارد بخاطر احساس تکلیف شدید است و ربطی به مسائل مادی ندارد. ولی انصافا شما خودتان را جای آنها بگذارید. یک تیمی به شما پیشنهاد بازی و حتی کاپیتانی تیم را داده، و چندین برابر جای قبلی تان حقوق و مزایا می پردازد. گذشته از اینها، هر گندکاری هم که بکنید نه کسی از شما می پرسد و نه شما جوابگو خواهید بود. شما باشید قبول نمی کنید؟ نه، راستش را بگوئید!
گل سرسبد بازیکنان خارجی، همین آقای ذبیحی است که بدون هیچ سابقه مدیریتی و یا تحصیلات مدیریتی بصورت غیر قانونی مدیر عامل سازمان شده و مشغول کسب تجربه (بخوانید گندکاری) برای احراز سمت وزارت نیرو هستند.
اون یکی هم که معاون اقتصادی و برنامه ریزی شده از سپاه اومده، بهش میگن سردار. حالا سرداری چه ربطی به سازمان داره، با این کاریت نباشه. ربطش رو شماها نوفهمین!
یا دو تای دیگه که از گزینش وزارت اقتصاد (رضائیان، مدیر کل دفتر هیات مدیره) و گزینش نهاد ریاست جمهوری (یابو، مدیر کل امور اداری) تشریف آوردن و بعضی از اعضای هیئت مدیره و هلو ها هم که جای خود دارند. تو طبقه نهم از این بازیکنان زیاد هستند.

- مدیران خودی (در اصل بیخودی) ارزشی: خوشبختانه این مدیران از بدنه سازمان تامین اجتماعی انتخاب شده اند. تنها اشکالی که وجود دارد این است که به درد هر کاری می خورند الا مدیریت. نمونه اش همان موقرمزی که خدمتتان عرض کردم یا معاون فنی درآمد که همزمان سرپرستی معاونت امور استانها را بر عهده دارد در یک جلسه سخنرانی دو کلمه حرف عادی را نمی تواند بیان کند (برای کسب اطلاعات بیشتر به مطلب «مدیریت احمدی نژادی در سازمان تامین اجتماعی » در همین وبلاگ رجوع نمائید.)
تازه اینها خوب هاش هستند که معاون شده اند پایین دستی ها که اغلب واویلاست. این مدیران به مدیران ارزشی معروف هستند ولی ما هرچقدر تفحص کردیم ندانستیم این ارزشی بودن یعنی چه؟ یعنی به یه سری ارزشها معتقدند یا عاملند؟ این ارزش ها چه چیزهایی هستند؟ راستگویی، عدالت، انصاف، صداقت، یکروئی، ایثار، یا درستکاری و امثالهم. حتما منظور از ارزشی بودن این چیزها نیست. پس چه چیزهایی یک مدیر ارزشی را از یک مدیر غیر ارزشی متمایز میکند؟ تعهد یا تخصص؟ یا هردو؟ تخصص که نمی تواند باشد، پس حتما منظور تعهد هست، اما تعهد به چه چیز یا چیزهایی؟ تعهد به پول و مقام و قدرت؟ یا غیر از اینها؟ ....
ویژگی مشترک همه این مدیران این است که یک جورایی به یک جاهایی وصل هستند. خوب هم وصل هستند. فقط همین. شما هم اگه وصلی! بسم ا... . وصل نیستی، برو کنار باد بیاد.

- نظریه یا کار کارشناسی : نظریه کارشناسی چیزی است که کارشناسان از خودشان در می کنند و فقط به درد عمه شان می خورد. یعنی چی؟ یعنی اینکه این حضرات مدیران فوق الذکر در خیلی از موارد کوچکترین علاقه ای به کار کارشناسی ندارند، حتی بعضی وقتها کار یا نظریه کارشناسی را توطئه دشمنان و استکبار جهانی و صهیونیستها می دانند. بنابراین برای زدن مشت محکم بر دهان دشمنان و استکبار .... از تصمیمات کارشناسی شده اجتناب می کنند. در اینصورت بعضی از تصمیماتی که در ستاد مرکزی اخذ می شود نه بر اساس کار کارشناسی و علمی، که بصورت عشقی و دیمی گرفته می شود. لازم به ذکر است اکثر این مدیران یک جور حلقه ها و محفلهایی دارند و مهمترین تصمیمات و رویدادهای سازمانی از توی این محفلها بیرون می آید. مثلا به بهانه هیئت مذهبی دور هم جمع می شوند و در حین عبادت یا قبل و بعد از آن در مورد مسائل سازمان بصورت کاملا اتفاقی صحبت می کنند و اتفاقا یک تصمیماتی می گیرند مثلا فلانی بچه خوبیه، اونجا بذاریمش. یا اون یکی خیلی پررو شده کله پاش کنیم. و از این قبیل تصمیمات ... این تصمیمات در سر میز غذاخوری، در کوه و خیلی جاهای دیگر هم بصورت دوستانه و محفلی اتخاذ می گردد. البته بعدا دلیل کارشناسی می شود برایش پیدا کرد.
منبع : هوای آزاد
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 15:50 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ايلنا: در احكام جداگانه‌اي از سوي مشاور رئيس‌جمهور و مديرعامل سازمان تأمين‌اجتماعي، مديران‌كل تأمين‌اجتماعي غرب و شرق تهران بزرگ منصوب شدند.
به گزارش ايلنا،علي ذبيحي در احكام يادشده، عباسعلي لواف را به سمت مديركل تأمين‌اجتماعي غرب تهران‌بزرگ و حسين جودكي را به سمت مديركل تأمين‌اجتماعي شرق اين استان منصوب كرده است.
در اين احكام تأكيد شده، نامبردگان با بهره‌گيري از امكانات و ظرفيت‌هاي سازمان تأمين‌اجتماعي، ضمن رعايت قوانين و مقررات و لحاظ منافع و مصالح، در سازماندهي حوزه خود تلاش كنند.

بعد از خبر

طبق خبرهای بدست آمده در تشکیلات جدید اداره کل شرق و غرب تهران بزرگ، ردیف های رئیس و کارشناس ارشد اقتصاد و برنامه ریزی، نظارت و ارزشیابی، آموزش و آمار حذف شده اند. این یعنی همکارانی که در استانها این ردیف ها را دارند به فکر ردیف جدید باشند.

کار کارشناسی تعطیل می شود ؟ صدالبته  ادارات کل دیگر به آموزش چه نیازی دارند الحمداله همه آگاهند  چه نیازی به برنامه ریزی دارند کارها را باید چریکی انجام داد . و ارزشیابی و نظارت هم که فرمالیته است از هم مهم تر آمار هم سرکاریست و بدون آمار هم ما براحتی آینده را تحلیل می کنیم و می توانیم برنامه ریزی کنیم ، ببخشید برنامه ریزی را حذف کرده بودیم .

راستی این دوستان ما در تشکیلات چه میکنند ؟ چرا به این حذف ها رای می دهند چرا؟ یآ قدرت مقابله ندارند؟ یا از پستشان می ترسند؟ یا شاید تشکیلات قبلی را الکی نوشته اند.

همکار اتحادیه از غرب کشور  شاغل در واحد سابق نظارت و ارزشیابی


+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 0:39 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در حالی که هنوز بیمه‌شدگان بازنشسته و مقرری بگیر سازمان تامین اجتماعی 6 ماه گذشته را به امید افزایش مستمری‌های خود سپری کرده‌اند، شنیده می‌شود حقوق کارمندان بازنشسته و شاغل این سازمان نیز تاکنون برابر قانون نظام پرداخت هماهنگ افزایش نداشته است.

به گزارش ایلنا، هر چند سال گذشته مجلس شورای اسلامی در نتیجه اعتراض‌های گسترده یک میلیون و دویست هزار مستمری بگیر و بازنشسته تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی بابت همسان‌سازی دریافتی مستمری‌بگیران این سازمان با دریافتی مستمری بگیران لشکری و کشوری مبلغ 2 هزار و پانصد میلیارد تومان در بودجه سال 88 اختصاص داد. اما تاکنون که بیش از 6 ماه از آغاز این سال می‌گذرد هنوز این همان‌سازی انجام نشده است.
برابر قانون بودجه سال 88 قرار بود دولت از محل درآمد حاصل از فروش سهام‌های دولتی این اعتبار را در اختیار سازمان تامین‌اجتماعی قرار دهد.
این در حالی است که شنیده می‌شود در کنار این عدم افزایش کارمندان شاغل و بازنشسته این سازمان همچنان برابر با پايه حقوقی سال گذشته حقوق می‌گیرند و منتظر افزایش دریافتی‌های خود مطابق قانون نظام هماهنگ پرداخت هستند.
براساس این ادعا در حالی که می‌بایست دریافتی بیش از 65 هزار کارمند شاغل و بازنشسته سازمان تامین اجتماعی در سراسر کشور مطابق قانون نظام هماهنگ 20 درصد زیاد می‌شد. به دلیل کمبود اعتبار این مهم هنوز تحقق نشده است. ادعایی‌ که از نظر برخی افراد مطلع صحت آن جای تردید دارد.
محسن ایزدخواه کارشناس سازمان تامین اجتماعی با تایید این ادعا می‌گوید: طبق آئین‌نامه استخدامی سازمان تامین اجتماعی مستمری کارمندان بازنشسته این سازمان باید طبق حقوق کارمندان شاغل در ابتدای هر سال برابر تورم افزایش یابد.
به گفته وی از سوی دیگر مطابق قانون نظام هماهنگ، دریافتی کارمندان شاغل در سازمان تامین اجتماعی می‌بایست از ابتدای سال 88 حداقل 20 درصد افزایش می‌یافت که تاکنون این مسئله محقق نشده است.
وی با یادآوری این که سال‌های قبل دریافتی تمامی کارمندان شاغل و بازنشسته این سازمان از ابتدای هر سال مطابق قانون و آئین‌نامه‌ها افزایش می‌یافت افزود: احتمال دارد که امسال این اتفاق به دلیل عدم اطلاع مدیران مسئول سازمان از قوانین و آئین‌نامه‌ها و نیز قوت گرفتن مسائلی چون کاهش منابع نقدی در سازمان افتاده باشد. چراکه علاوه بر ثابت ماندن حقوق کارمندان در 6 ماه گذشته، سازمان برای مدتی در پرداخت تعهدات مالی خود بابت نسخه داروخانه‌ها، مراکز پزشکی و پیراپزشکی طرف قرارداد نیز دچار مشکل بود.
وی یادآور می‌شود به موازات افزایش نیافتن حقوق کارمندان شاغل و بازنشسته سازمان تامین اجتماعی موضوع پرداخت بودجه‌ای مجلس بابت همسان‌سازی مستمری بازنشستگان تحت پوشش سازمان اختصاص داده بود نیز همچنان در جریان است.
وی یادآور شد: برابر قانون بودجه سال 88 دولت مکلف است مبلغ 2 هزار و پانصد میلیارد تومان از محل فروش سهام دولتی بابت افزایش مستمری بیش از یک میلیون و دویست هزار بیمه شده تامین اجتماعی اختصاص دهد که تاکنون به دلایلی چون کمبود نقدینگی این مسئله محقق نشده است.
به گفته ایزدخواه در نتیجه پرداخت‌نشدن بودجه مقرر سازمان تامین اجتماعی ناچار شد تا بابت افزایش مستمری بیمه‌شدگان خود مبلغ 600 میلیارد تومان با نرخ 13 درصد از بانک رفاه وام بگیرد.
وی تاکید کرد: قرار بود این وام 2 ماه بازپرداخت نشود که در نتیجه وضع پیش آمده هنوز سازمان بابت آن به بانک رفاه بدهکار است.
از سوی دیگر حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با دیده تردید به ادعای افزایش نیافتن دریافتی کارمندان شاغل و بازنشسته سازمان تامین اجتماعی می‌نگرد و تاکید دارد: مستمری کارگران بازنشسته تحت پوشش سازمان در حالی طی 6 ماه گذشته مطابق با مستمری بازنشستگان لشکری و کشوری افزایش نیافته است که سازمان تامین اجتماعی از پيش از سال 88 حقوق کارمندان شاغل و بازنشسته خود را افزایش داده است.
وی می‌گوید: چون بابت افزایش حقوق کارمندان سازمان در چارچوب قانون نظام هماهنگ بودجه‌ای در نظر گرفته نشده بود، سازمان سال گذشته برای افزایش حقوق کارمندان خود از بانک مرکزی وامی 250 میلیاردتومانی با نرخ بهره 13 درصد دریافت کرد که در نتیجه آن مستمری برخی از کارمندان بازنشسته سازمان تا سقف یک میلیون تومان نیز افزایش یافت و علاوه بر آن مطالبات معوقه آنها نیز پرداخت شد.
به گفته صادقی این استقراض سازمان تامین اجتماعی از بانک مرکزی در حالی صورت گرفت که به دلیل پرداخت نشدن بودجه مصوب دولت، سازمان برای افزایش مستمری یک میلیون و دویست و 60 هزار بیمه شده خود مبلغ 500 میلیارد تومان از بانک رفاه وام گرفته است.
این فعال کارگری گفت: از مقایسه جمعیت بیمه‌شدگان مستمری‌بگیر با کارمندان سازمان و نیز مقایسه وام‌ها پرداخت شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که کارمندان سازمان تامین اجتماعی از ابتدای سال جاری مطالبات خود را طبق قانون نظام هماهنگ دریافت کرده‌اند و تنها این کارگران بازنشسته هستند که باید منتظر بمانند. وی تاکید کرد: چنانچه دولت نسبت به پرداخت بودجه مصوبه مجلس اقدام نکند، بازنشستگان تامین اجتماعی اقدام اعتراضی انجام خواهند داد.
بودن یا نبودن، مساله ناتوانی سازمان تامین اجتماعی در عمل به تعهداتی است که در قبال بیمه‌شدگان و کارکنان سازمان دارد اما به نظر می‌رسد فارغ از تمامی مسائل بحران مالی در تشدید بحران مالی سازمان بی‌نتیجه نبوده باشد. بحرانی که از ابتدای سال جاری با عدم افزایش مستمری‌ها و شایعه ثابت‌ماندن حقوق کارمندان تقویت شده است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 22:56 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
کارکرد سازمان تامین اجتماعی عبارت از ایجاد آرامش خاطر و امید به آینده در نیروی کار کشور یعنی کارگران و کارکنان ،است. یعنی مدیران و کارشناسان تامین اجتماعی با ارائه خدمات و ایفای تعهدات قانونی و برقرارسازی پوشش بیمه ای مختلف به کارگران شاغل ، حفظ سلامت و معیشت آنان را در دوران اشتغال و بیکاری ضمانت می نماید و با تضمین پرداخت مستمری و ارائه خدمات درمانی در دوره سالمندی باعث ایجاد آرامش خاطر و امید به آینده در آنها می شود.

از این منظر مدیران و کارکنان سازمان تامین اجتماعی سفیران امید و آرامش برای نیمی از جمعیت کشور هستند و با حمایت های بیمه ای خود ، نقطه اتکاء و پناه اقشار زحمتکش و مولد جامعه می باشند. بی شک این حمایت گران بایستی خود نیز از آرامش خاطر و امید به آینده برخوردار باشند تا بتوانند با طیب خاطر و رضایت درونی ، این خدمات را به ارباب رجوع خود یا همان بیمه شدگان و مستمری بگیران تقدیم کنند. چندی است که متاسفانه با ظلم هایی که در حق مدیران و کارشناسان و کارکنان سازمان تامین اجتماعی روا داشته می شود ، آنان را به حمایت گران بی پناه مبدل ساخته است. مدتی است خیل عظیمی از کارکنان سازمان نمی دانند تا پایان ماه در محل خدمت خود خواهند بود یا به واحد های پائین تر تنزل خواهند کرد. آنها مزایائی را که قبلا می گرفتند ، یا دیگر دریافت نمی کنند یا با تاخیر و با کاهش و تقلیل زیاد و از همه مهمتر با منت و تحقیر فراوان دریافت می کنند و از همه مهمتر امید ندارند که آیا در مرحله بعد هم آنرا دریافت خواهند کرد. افرادی که چند دهه در خدمت سازمان تامین اجتماعی بوده و سالها در عرصه های مدیریتی و کارشتاسی سازمان باعث گردش کار این صندوق شده اند ، به یکباره و بدون اطلاع قبلی از سمت خود برکنار و به نحو بسیار توهین آمیزی و با چندین پله تنزل به واحد های پائین تر پرتاب می شوند. وقتی این افراد مجبور می شوند که در به در و کوچه به کوچه بدنبال ردیف برای خودشان بگردند. آنهم در پائین ترین سطوح شغلی و دردناک تر اینکه دلیل این نوع برخوردهای تحقیر آمیز را نمی دانند و در دوران خدمت خود آدم های پاک دست بوده اند و تاسف بارتر اینکه در همان حال شاهد ارتقاء و تصعید جهش وار آدم های پرونده دار هستند. مدیران کل بیمه ای و مدیران درمان استان ها که سالها در خدمت سازمان بوده و حتی در دولت نهم منصوب شده اند یا ارتقاء داشته اند و بیشترین همراهی را با سیاست های حاکم بر سازمان از خود نشان داده اند، بدون اطلاع قبلی و در آخرین مورد شبانه و دزدکی برکنار می شوند. حکم برکناری مدیر کل را برای او فاکس می کنند و فردایش در پیاده رو خیابان فاطمی مراسم تودیع و معارفه برایش برگزار می کنند. به مدیر کل می گویند داریم برای افتتاح شعبه می آئیم ، روسای شعب را جمع کن و در حین جلسه پاکتی را باز می کنند و به مدیر کل می گویند تو رئیس شعبه شدی ، به مدیر کل دیگری می گویند معاون درمان دارد برای معرفی مدیر درمان می آید ، شورای اداری برگزار کن و در وسط جلسه معاون درمان پاکتی را باز می کند و می گوید مدیر کل رئیس شعبه شده و رئیس همان شعبه ، مدیر کل می شود و در آخرین اقدام مشعشع شبانه و دزدکی با اس ام اس و تلفن رئیس شعبه ها را جمع می کند و مدیر کلی را که در همین دولت ارتقاء یافته و منصوب شده را رئیس شعبه می کنند و رئیس همان شعبه را مدیر کل و ... این مدیران کل سرمایه های بزرگی برای سازمان هستند و تربیت آنها و آزمون و خطای آنها برای سازمان بسیار هزینه بر بوده است و هیچ دلیل مستندی برای برکناری آنها ارائه نمی شود. مثلا مشخص نیست برکناری بخاطر وصولی پائین یا سن و سابقه بالا یا ... و جانشینان آنها هم مشخص نیست چه رجحان و برتری بر آنها داشته یا دارند. مدیرانی که سالها عمر و آبروی خود و آرامش خانواده خود را در راه سازمان صرف کرده اند بدون هیچ جرم و نقطه منفی در کار و مدیریت خود ، نفی بلد و تبعید می شوند. در نظر بگیرید مدیری در شهر و دیار خود مدیر کل بوده و بخاطر خدمات و تلاش هایش در همین دولت به استان بزرگتری ارتقاء یافته و هجرت کرده است ، حال به هر دلیلی قصد برکناری او را داشته اند. چرا در همان استانی که بوده بایستی رئیس شعبه شود. مگر نه اینکه می خواهند او را تحقیر و له نمایند. اینکار چیزی جز تبعید و نفی بلد نیست. آیا آقای ذبیحی فکر می کنند می توانند در آینده و پیش وجدان خود و از همه مهمتر در پیشگاه محکمه الهی ، پاسخگوی ظلمی که بر این مدیر و خانواده اش روا داشته است ، باشد. تعیین مدیر جزو اختیارات مدیر عامل است و اینکه بخواهد مدیرانی را که در همین دولت منصوب شده اند و بیشترین همراهی را با منصوبان همین دولت داشته اند، بدون ارائه دلیل برکنار کند نیز حق اوست ولی مدیر نزد همکاران و خانواده اش و از همه مهمتر نفی بلد و تبعید دیگر معنایش ظلم و تعدی است. خدا نبخشد اولین تیم مدیریتی وزارت رفاه و تامین اجتماعی در سال 1383 را که آنقدر "شستا" را برای وزارتخانه و سازمان بزرگ کردند که 5 سال است دولت فکر می کند برای سازمان تامین اجتماعی بایستی یک آدم صنعتی بگذارد. آقای کاظمی قبل از وزارت ، مدیر عامل کارخانه فنر سازی در سایپا بود و آقای مددی قبل از دولت نهم مدیر عامل شرکت کمک فنر سازی ایندامین و این دو کمر سازمان را شکستند. پس از آن آقای ضیائی ، مهندس برق بود و با نظرات و تصمیمات مشعشع خود برق سازمان را پراند و آنرا به فلاکت نشاند و الان هم که یک فارغ التحصیل مکانیک بر سازمان حاکم شده که نسبت به انسانها، نگاه ابزاری دارد. البته خدا پدر مکانیک ها را بیامرزد چون آنها برای ابزار و آچار و پیچ گوشتی خود هم شان و منزلتی قائل هستند که آقای ذبیحی برای کارکنان سازمان قائل نیست. ایشان ظاهرا تحصیل کرده دانشگاه علم و صنعت است و لیکن ظاهرا در آنجا فقط صنعت آموخته اند و از علم خبری نبوده است و گرنه یک آدم عالم اینگونه با کارشناسان تحصیل کرده و مجرب رفتار نمی کند. ایشان قبل از مدیر عاملی سازمان تامین اجتماعی حتما یک سمت مدیر کلی هم نداشته ولی در رزومه خود فعالیت در دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی ذکر کرده است. ولی آنچه در رفتار و گفتار او نمی توان یافت ، فرهنگ است. مشخص نیست ایشان در کجای سیره نبوی و علوی و روایات و احادیث این نوع رفتار را می تواند سراغ بدهد. مشارالیه اگر یکبار احادیث مربوط به قدر و منزلت کارگر را از بزرگان دین خوانده بود ، اینگونه با مدیران و کارشناسان تحصیلکرده و با تجربه سازمان رفتار نمی کرد. حتی سیره مقام معظم رهبری و نوع عملکرد رئیس جمهور دولت نهم نیز با رفتار آقای ذبیحی همخوانی ندارد. ایشان هر کسی را برکنار می کنند حداقل یک حکم مشاور می دهند و لوح تقدیر و مراسم بزرگداشت برای او میگیرند نه اینکه در پیاده رو خیابان فاطمی و یا بطور شبانه تحویل و تحول نمی کنند.

مشارالیه به قلع و قمع مشاورین سازمان پرداخته ولی خودش مشاور رئیس جمهور است و چند نفر از دوستانش را بعنوان مشاور بر منصب می نشاند و جالب اینکه همه را به یک چوب می راند. نمی توان گفت به دنبال جوان گرائی است چون تعداد زیادی بازنشسته های فرتوت را به مناسب شرکتی و سازمانی گماشته است. نمی تواند بگوید به دنبال نخبگان است چون وضعیت تحصیلی و تجربی افرادی را که منصوب کرده هیچ سنخیتی با سازمان ندارد و از قبلی ها بیشتر نیست. نمی توان گفت دنبال تعدیل نیرو است چون چندین هزار نفر نیروهای شرکتی و حتی پرسنل پیمانکاران رستوران بیمارستاها را به استخدام سازمان در آورده است و .... حتی قلع و قمع مدیران و کارشناسان تحصیلکرده و با تجربه سازمان را در ماه مبارک رمضان که ماه صیام است نیز ادامه می دهد. حتی طراران و عیاران و قطاع الطریق و راهزنان از تیغ کشیدن و نان بریدن در ماه صیام امساک می کنند و لات ها هم در این ماه لوطی می شوند. ایشان علی الظاهر مشاور منابع انسانی رئیس جمهور است و لیکن از زمان شروع بکار خود بیشترین جفا ها را به مدیران و کارشناسان سازمان روا داشته است. جالب اینکه حتی به دست رئیس جمهوری که مننخب به اوست نگاه نمی کند. همان رئیس دولتی که آقای ذبیحی را در سازمان آورده، علی رغم تخلفات اثبات شده آقای مددی ( توسط بازرس رئیس جمهور) او را به سمت رئیس سازمان منطقه آزاد کیش منصوب کرد و همینطور علیرغم تخلفات بی حد و حصر آقای ضیائی ، او را پس از عزل ، به سمت معاونت وزیر رفاه و تامین اجتماعی منصوب نمود. آقای ذبیحی نمی تواند تخلفات و اشکالات آقایان مددی و ضیائی را کتمان کند که بخشی از آنها در بیانیه های قبلی آمده است و از همه مهمتر اگر آقای ذبیحی بگوید اشکال و ایرادی نبوده ، چگونه می خواهد حضور خود را در سازمان توجیه کند. حال مشخص نیست چرا آقای ذبیحی مدیران کل و مدیران درمان و مشاوران و کارشناسان دوران مدیریت آقایان مددی و ضیائی را اینگونه هدف آماج ضربات خود نموده است. در حالی که هیچ تخلف و کم کاری و ... نداشته اند و بیشترین همراهی را با دولت داشته اند. آیا آفای ذبیحی متوجه نیست که با این نوع رفتار خود چه تاثیر منفی در ذهن و فکر سایر مدیران و کارشناسان سازمان می گذارد، دیگر مدیران و کارشناسان وقتی دارند می بینند که ذبیحی با مدیران قدیمی اینگونه رفتار می کند دیگر با چه انگیزه و دلگرمی برای سازمان و اهدافش گام برخواهند داشت. آیا آقای ذبیحی می تواند بگوید خط کش و معیار ها و شاخص های او برای عزل و نصب ها چه بوده است تا دیگران خود را با آن وفق دهند. شاید هم آقای ذبیحی فکر می کند یا می داند دوره مدیریت او مثل آقایان مددی و ضیائی است و برایش مهم نیست که عوارض و تبعات این نوع رفتارش چیست و فقط می خواهد این چند صباح را بگذراند و اختیارش را به دست چند نفر آدم کینه توز و مریض الاحوال و کوته فکر داده است. واقعا آیا این نوع رفتار در شان یک دانش آموخته ذوره دکترا است. آیا این نوع رفتار غیر فرهنگی می تواند از سوی کسی صورت گیرد که در دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی کار می کرده است؟ آیا این نوع رفتار از طرف کسی صورت می گیرد که مدعی است با اسلام و احکام آن آشنا است؟ آیا این نوع بازی کردن با عرض و آبروی مدیران و کارشناسانی که از ایثارگران و دلسوختگان انقلاب و جنگ هستند ، شایسته یک مدیر دولت اصول گراست. در کدام درس اخلاق این بی اخلاقی ها را به شما آموخته اند و در پای کدام منبر به شما گفته اند هر روز تن کارمندانتان را بلرزانید. آقای ذبیحی فعلا بر اسب مراد سوارید و می تازید ( یا شما را می تازانند) ولی حذر کنید از آه فرزندان ، همسران و خانواده های مدیران و کارشناسانی که بی هیچ گناهی عرض و آبرو و معیشت آنها را به مخاطره انداخته اید. تیغ بران گر بدستت داد چرخ هر چه می خواهی ببر اما نبر نان کسی بالاخره اگر دولت خود را مستدام می دانید بالاخره نیاز به مدیران و کارشناسان دارید که با امید به آینده و آرامش خاطر برای شما و اهدافتان در سازمان کار کنند ولی این نوع رفتار شما با مدیران و کارشناسان چنان قدر ناشناسانه است که هیچ کس با جان و دل برای شما و سازمان کار نخواهد کرد. در کارخانه ای که ندانند قدر کار از کار هر که دست کشد کاردان تر است آقای ذبیحی آخرت خود را به دنیای دیگران نفروشید. مرحبا به هوش شما ، حتی کارمندان ساده سازمان هم می دانند آنچه شما به اسم کوچک سازی و چابک سازی سازمان انجام می دهید یا تغییرات مدیریتی که صورت می گیرد چیزی جز خالی کردن عقده ها و کینه های شخصی قدیمی و تسویه حساب های فردی، چند نفر بیشتر نیست. حتی اگر حرف ما را و ذهنیت کل بدنه سازمان را قبول ندارید و می خواهید به این کار ادامه دهید. حداقل در ماه مبارک رمضان که ماه صیام می باشد شمشیر آخته خود را از رزق و روزی خانواده های همکاران سازمان و عرض و آبروی آنان بر دارید و پس از عید فطریه آنرا از سر بگیرید. آقای ذبیحی می شود یکبار هم که شده طی گزارشی یا مصاحبه ای عملکرد شش ماهه خود را تشریح کنید. آیا غیر از تعدیل نیرو ، تنزیل شان و منزلت و عرض و آبروی مدیران و کارکنان و تنزیل و تقطیع حقوق و مزایای آنان هنر دیگری داشته اید؟ می شود بفرمائید چند ریال از بدهیهای هزاران میلیاردی سازمان را وصول کردید؟ و می شود اعلام کنید چند ریال از اعتبارات مصوب دولتی را برای کمک به مستمریها و مقرری های بیکاری دریافت نموده اید؟ می شود اطلاع دهید مانع تصویب چه قوانین و مقررات و صدور چه احکامی بر علیه مصالح سازمان شده اید؟ می شود بگوئید آیا توانسته اید ، مانع ابطال چند سند از املاک چندین هکتاری سازمان به نفع دولت و معارضین بشوید ؟ و ... نان بریدن که هنر نیست ، نان آوری هنر است. اگر مدیریت های سازمان طی چهار سال اخیر اشکال و ایراد داشته اند که داشته اند، این موضوع برای شما اثبات شده است و اصولا حضور شما در سازمان موید آن است. چرا دانه درشت های غیر سازمانی را رها کرده اید ( آقایان مددی ، ضیائی ، یعقوبی ، قدیم ، یزدانجو و ...) و زورتان را به یکسری مدیران و کارشناسان زحمتکش و تلاشگر سازمان می رسانید و هر روز به یک بهانه تن آنها و خانوادهایشان را می لرزانید.

آقای ذبیحی چشم بهم بزنید این روزها می گذرد و فردای قیامت است و روز محشر و این حکم الهی که در قران آمده است " وقفوهم انهم مسئولون" " این افراد را نگاه دارید اینها در آن دنیا مسئول بوده اند" " قران کریم سوره صافات آیه 24" ما نگران خویش نیستیم خوشبختانه بازنشسته و مستمری بگیر هستیم و تیغ نان بری شما به ما نمی رسد. بلکه ما بیشتر نگران سازمان و به ویژه فرزندان معنوی خود یعنی مدیران و کارشناسان و کارمندان سازمان تامین اجتماعی هستیم که اینگونه آماج تنگ نظریها و عقده گشائی های عده معدودی قرار گرفته اند که شما را آلت دست و جاده صاف کن خود قرار داده اند. مطمئن باشید آنها همانطور که از آقایان مددی و ضیائی بهره ها بردند و از فرش به عرش رسیدند و سپس آنها را مانند دستمالی به دور انداختند ، با شما نیز بهتر از آنها رفتار نخواهند کرد. دیر نخواهد بود. و السلام علی من التبع الهدی

جمعی از مدیران و کارشناسان سازمان تامین اجتماعی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 10:20 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
http://www.ilna.ir/uploads%5C1388-7-21/tamine.jpg

بدنبال تحولات عجیب و غریب در سازمان تامین اجتماعی  معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان  منحل شد و کلیه کارکنان آن در اختیار اداره کل تهران بزرگ قرار گرفتند .

براساس اطلاعات بدست آمده معاونت اموراستانها نیز در نوبت انحلال قرار دارد .

چرا هیچ کس  به داد سازمان تامین اجتماعی نمی رسد.  نمایندگان جامعه کارگری ، کارفرمایی و بازنشستگی و همکاران محترم اگر وضع به همین منوال طی شود دیگر چیزی به نام تامین اجتماعی باقی نخواهد ماند به هوش باشید!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 18:13 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ايلنا:طي حكمي از سوي مدير عامل سازمان تامين اجتماعي و مشاور رئيس‌جمهور انتصاب سرپرست معاونت حقوقي و امور مجلس لغو شد.
به گزارش ايلنا، حسين حميدي كه پيش از اين سرپرست معاونت حقوقي و امور مجلس اين سازمان بود. از سوي ذبيحي مشاور رئيس‌جمهور و مديرعامل سازمان تامين اجتماعي عزل شد.
گفتني است در حكمي كه از سوي مديرعامل اين سازمان صادر شد آمده است: «با توجه به عدم وجود هماهنگي لازم و لزوم صيانت از مصالح سازمان،‌ بدينوسيله حكم شماره 450/1000/305216 مورخ 29/1/1388 در خصوص انتصاب جنابعالي به سمت سرپرستي معاونت حقوقي و امور مجلس لغو مي‌گردد.

ما اگرچه از عملکرد آقای حمیدی راضی نیستم و منش ایشان را در نمی پسندیم ولی گویا ترکش تسویه ها به بدن دوستان چاپلوس و متملق  هم  خورده است!!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 18:1 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 با گذشت 6 ماه از آغاز سال جاري هنوز حقوق و مستمري بيش از 65 هزار كارمند شاغل و بازنشسته سازمان تامين اجتماعي مطابق قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق افزايش نيافته است.
به گزارش ايلنا، در حالي كه سازمان تامين اجتماعي در ابتداي سال 88 در اقدامي شتاب‌زده به منظور افزايش مستمري كارگران بازنشسته از بانك رفاه كارگران 500 ميليارد تومان وام گرفت، هنوز در خصوص افزايش حقوق و مستمري كارمندان و بازنشستگان خود اقدامي نكرده است.
شنيده‌ها حاكي از آن است كه به دليل شتاب‌زده بودن اين وام، نه‌تنها تاكنون سازمان موفق به پرداخت اقساط آن نشده است بلكه به دليل فشار مالي در پرداخت هزينه نسخه درماني نيز دچار مشكل شده است.
اين تاخير 6 ماهه در حالي است كه مطابق قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق، مديران سازمان بايد از ابتداي امسال با افزايش ضريب حقوق كارمندان شاغل و بازنشسته دريافتي آنها را تا 20 درصد افزايش مي‌دادند.

با اين حال گفته مي‌شود كه در برخي از شركت‌ها و موسسات ديگر سازمان تامين اجتماعي از جمله شركت‌هاي شستا و خانه‌سازي به دليل حاكم بودن قوانين و اختيارات مالي خاص دريافتي مديران هم افزايش يافته و هم به موقع پرداخت مي‌شود.

بی انگیزگی  و سرخوردگی در بین کارکنان  بی داد می کند

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 17:58 توسط کارکنان سازمان |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin